چگونه آداب استقبال از بهار در اردبیل اجرا می شدند

اردبیل که واژه متحول شده آرتاویل به معنی سرزمین مقدس، راستی و پاکی است، یکی از شش استان مطرح گردشگری کشور است که جاذبه های تاریخی، جغرافیایی و فرهنگ بومی، گردشگران را مجذوب خود می کند. اردبیل با داشتن فرهنگ بومی با درون مایه غنی یکی از معدود مناطقی است که در ایام مختلف سال سنن و رسوم منحصر به فردی دارد. به اعتقاد کارشناسان این سنن برآمده از پیشینه تاریخی و باستانی این منطقه و افسانه ها و اسطوره هایی است که پیشینیان برای نسل های بعد یادگار نهادند.
1.نوای “تکم چی” بشارت نوروز میدهد
براساس آئین های
باستانی با زمزمه تولد دوباره بهار، مردم اردبیل با تشریفات، آئین ها و
آداب و رسوم خاصی به استقبال سال نو و بهار می روند که این هم آوازی با
نوای نشاط آفرین “تکم چی ها” بشارت داده می شود.
آمادگی برای سال نو
یکی از مهمترین موضوعاتی است که رسوم اختصاصی آن ریشه در باورهای غنی اهالی
این منطقه دارد، به طوری که تحقیقات باستان شناسان نشان می دهد حتی جز
کوچک و معمولی از قواعد مردمان اردبیل در برگزاری جشن نوروز توام با
باورهای غنی و عمیق و افکار والای آنها بوده و به نوعی بیانگر بینش عمیق
گذشتگان در ابداع این شیوه ها است.
2.توتک و دلک؛ عروسک های گلی فراموش شده
یکی از رسوم کهن در اردبیل
رسم اهدای توتک و دلکه به کودکان بوده است و با وجود اینکه امکانات رفاهی
مردم بیشتر شده است سنن گذشته به دلیل درون مایه غنی هنوز برای افراد تداعی
کننده خیر و شادی است.
در گذشته به دلیل نبود اسباب بازی پلاستیکی در
کارگاه های سفال سازی به ویژه در روستای “داش کسن” اردبیل مجسمه هایی به
شکل حیوانات اهلی بیشتر قوچ و گوسفند می ساختند و پس از پخت آن در کوره ها
با رنگ های مختلف تزئین می کردند.
این مجسمه ها توتک نام داشت و به
دلیل اتصال دو پای عقب، این مجسمه به شکل سوت در می آمد که پدران و مادران
برای بچه های خود در ایام عید می خریدند.
دلکه نیز ظرف استوانه ای به
شکل گلدان بود که از گِل پخته می شد و کودکان آن را از نزدیکان خود که پر
از نقل و آجیل و تخم مرغ عید بود، هدیه می گرفتند.
3.بایرام پایی؛ آئینی برای همیشه
یکی از مهمترین رسوم عید اردبیلی
ها که هم اکنون نیز در برخی خانواده ها حفظ شده است فرستادن غذا از خانه
پدری به خانه دختران شوهر کرده است.
“بایرام پایی” به عبارتی تبریک عید
مادر به دختران شوهر کرده است که نه تنها در سال های نخست ازدواجِ دختر
بلکه تا زمانی که والدین در قید حیات هستند به جا آورده می شود.
از ۲۰
روز قبل از عید تا چهارشنبه سوری در یکی از شب ها از طرف هر یک از خانواده
های پدری دختر مانند عموها و دایی ها و برادران به ویژه خود خانواده پدری
غذاهایی پخته و به خانه دختر فرستاده می شود.
مادران با پختن غذاهایی
مانند پلو، مرغ، کوکو، قیمه گوشت و ماهی دودی آب پز به تناسب تعداد اعضای
خانواده به همراه هدایایی مانند پارچه در مجموعه های مسی “بایرام پایی” را
روانه خانه دختر می کنند.
به دلیل اینکه در گذشته برخلاف امروز برنج به
سادگی قابل تهیه نبود این غذا یک غذای اعیانی به حساب می آمد که در دوری
های چینی کشیده می شد و روی غذاها سرپوش های مسین سفید شده قرار می دادند
تا موقع رسیدن به مقصد همچنان گرم باشد.
4.“قورشاخ آتماخ” برای دلدار در شب چهارشنبه
بابا صفری محقق برجسته
اردبیلی در کتاب معروف و ارزشمند “اردبیل در گذرگاه تاریخ” می نویسد:
“چهارشنبه آخر سال یا چهارشنبه سوری همان گُل چهارشنبه است که همه جا به
واسطه خانه تکانی عید مثل گل تمیز و پاکیزه شده و چهارشنبه ماقبل آن “کول”
چهارشنبه یا چهارشنبه خاکستر است که هنوز خانه تکانی تمام نشده است”.
خانه تکانی اردبیلی ها که همراه با روشن کردن شمع و عود در تمامی اتاق های
خانه به نیت روشنی و خیر و برکت بوده علاوه بر اینکه نوید بخش پایان زمستان
سرد و سیاه بوده فرصتی است برای تغییر شیوه های زندگی و رفع کدورت های
گذشته.
از این رو آماده شدن تا چهارشنبه سوری و اتمام خانه تکانی از
جمله اعتقادات قلبی مردم این منطقه است که بی توجهی به آن را مایه تنبلی،
کرختی و بدبیاری در طول سال آینده می دانند.
در گذشته های دور نیز در
چهارشنبه سوری با غروب آفتاب جشن آتش شروع می شد و افراد با پریدن از آتش
درد و بلای جسم و روان خود را به آن می سپردند که این آئین هم اکنون نیز با
شیوه های مدرن تر و در برخی مواقع با خطرات احتمالی اجرا می شود.
بابا
صفری در کتاب خود با اشاره به آئین های چهارشنبه سوری به رسم فال گوش
ایستادن دختران دم بخت اشاره می کند و می گوید: “دخترها در اوایل شب پشت در
خانه های خود می ایستادند و از لای در سخنانی را که رهگذران می گفتند به
عنوان فال تعبیر و تفسیر می کردند”.
وی اضافه می کند: “پسران نیز
کمربندهای پارچه ای و یا دستمال خود را از پنجره اطاق همسایه و یا فامیل
خود به درون اتاق می انداختند تا صاحب خانه بدون آنکه در صدد شناختن هویت
آنها برآید مقداری شیرینی و آجیل به گوشه کمربند می بست و به طرف صاحب آن
می انداخت”.
این کار که امروزه به کلی منسوخ و فراموش شده است، بیشتر
توسط جوان هایی صورت می گرفت که دختری را دوست داشته و با انداختن “قورشاخ”
(نوعی دستمال) به خانه او آنچه که در پاسخ در دستمال گذاشته می شد را
تعبیر و تفسیر می کردند.
طی مراسمی در صبح چهارشنبه نیز افراد از روی نهرهای آب رد می شدند و آرزوی خود را در دل مطرح می کردند. پوشاندن لباس نو در چهارشنبه سوری برای کودکان و هدیه تخم مرغهای رنگی که بیشتر با مواد رنگی طبیعی از جمله پوست پیاز رنگ می شد، همچنان در این منطقه اجرا می شود.
5.هفت سین؛ آئینی برای تقدس و تبرک
هفت سین منحصر به فرد اردبیل، سر
ماهی، سینه مرغ، سیب، سنجد، سیر، سرکه و سبزی هفت، سینِ خوراکی است که در
گذشته در سفره عید مردم این منطقه دیده می شد و هر یک تداعی مفاهیم غنی از
حیات، زایش و باروری، شادی، عشق و محبت، سرزندگی و سلامت بود.
برخلاف
سفره های هفت سینی که امروز بیشتر جنبه تزئینی دارد، سفره هفت سین در گذشته
تبرک و تقدس ویژه ای داشت و تمام “سین”های آن خود حاوی حیات و زندگی
بودند.
پایبندی به این رسوم به دلیل ارزش هایی که در بطن خود دارد باعث
آرامش انسان می شود. باید فرهنگ غنی و اصیل بازشناسی و تبیین شود چرا که
امروزه هفت سین های پلاستیکی جایگزین این فرهنگ غنی شده و در خانه ها
گذاشتن انواع شیرینی و شکلات به انداختن سفره هفت سین تقدم دارد.
6.برنامه ریزی محلات شش گانه اردبیل برای دید و بازدید عید
حتی دید
و بازدیدها براساس رسوم کهن اجرا می شد، برای اینکه مردم در دید و بازدید
دچار مشکل نشوند روز اول عید مخصوص بازدید محارم نزدیک و کسانی که یکی از
نزدیکان خود را در سال گذشته از دست داده اند، بود.
از روز دوم هر روز
مربوط به یک محله و شعبات مخصوص آن می شد و به این شکل تداخلی در برنامه
های دید و بازدید به وجود نمی آمد و نشاط و شادی مردم در گذشته به مراتب
بیشتر از زمان حال بود.
اردبیلی ها معتقدند زمین در اسفند ماه در سه مرحله جان می گیرد. در شب اول اسفند، در شب چهارم اسفند و در شب یازدهم اسفند.
یازدهم اسفند در اردبیل به “وعده یلی” مشهور بوده و بعد از این روز باد
موسمی آغاز و جان گرفتن زمین و درختان را بشارت می دهد، بشارتی برای تحول
درونی و ظاهری انسان ها.
7.با وجود اینکه رسوم کهن هر یک می تواند تاثیرات بسزایی در شادی و آرامش روان افراد یک منطقه داشته باشد، متأسفانه بسیاری از آن ها از بین رفته و جای خود را به تجمل گرایی داده است در حالی که تمامی رسوم اردبیل بیانگر مبارزه با ظاهر بینی و پرداختن به شادی حقیقی و هم سویی با طبیعت بود.